ستیا هدیه بی بی رقیهستیا هدیه بی بی رقیه، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه و 14 روز سن داره

من به دستان خدا خیره شدم معجزه کرد

بدون شرح 1

خدایا من دیگر خسته تر از همیشه ام ....بسه خدا جون قربونت برم این همه حرف شنیدم میخواستی ضایم کنی و طاقتم رو بسنجی خدایا طاقت ندارم اشک ندارم توان ندارم هزینه ایی هم برای درمان ندارم خدا چقدر آزمایش تیروئید و سونوگرافی و غیره خدا این حس رو توی این عکس ببین خدایا تشنه این احساسم مهربون همه میگن بسه دیگه پنج سال شد بیار دیگه فک میکنن نمیخوام خیلی ها میگن نمیشه آخی....................خدایا من بنده ام نه خدا که داری منو با خدایی خودت آزمایش میکنی خدایا من اگه ازت میخوام چون داری خدایا من زیثاد خواستم یا خیلی کمتر از مادر شدنم خدایا اگه قرار بود بسوزم و پدر و مادرمم با من بسوزن چرا منو آفریدی خداجونم من با شوهرم خوشبختم اما این نازایی داره منو ...
22 شهريور 1392

اسباب کشی

 پاطی بود کلی اسباب با کمک برادرشوهرم اینا جابجا شد و آوردیم به سمت خونه جدید    زمان داشت به سرعت میگذشت و من هیچ کاری نکرده بودم و وسایلم اکثرش کارتون نشده بودن و خیلی عجله ای و به سرعت شب ٢١ خرداد اومدیم خونه جدید رو شستیم و پاک کردیم البته یه خانم خیر ندیده ای زندگی میکرده که حسابی به اوضاع خونه ر......ه بود والله افتضاح بود همه چی قاطی  از وصل کردن آنتن و ست تاپ باکس و تلویزیون و  و غیره و کلی کار دیگه باید انجام میدادم  شستن پرده ها  توی اون خونه و آوردنشون به اینجا و خلاصه کلام اینکه حدود دو روز طول کشید تا من بتونم جابجا کنم مختصر و روز ٢٣ خرداد لک بینی شروع شد که تبدیل به پ...
22 شهريور 1392

ضرب المثل های برعکس

لعنــَت بــِ ـه ـهمــه ی ضــ َـرب المَثل هآی جــهـ ـآن   کـِهـ ـهـر وَقتــ لآزمـ شـآن داری،  برعَکس از آب دَر مـ ی آیَند  مــَثــَلن همیــن حآلآ  کـــِ مــَن تو رآ مـ ی خوآهــــــَم و طبق ِ معمول  خوآستَن نَتوانستـــَن استـــ
22 شهريور 1392

حافظمان باش از شر زنان بیکار

پيش از اينها فكر ميكردم خدا.........................    اگر بخواهی چیزی را محافظت کنی اینگونه میکنی خدای من تو که قادری پس تقدیر کن بهترین را برایم و دوستانم   خدایا بار الهی تو میدانی که کاری به کسی ندارم و شب میخوابم صبح بیدار میشوم حوادث تازه حرفهای تازه ببر و بیارهای نو پیش میاد خدای من   خدای من ، خودم و زندگی ام و همسر و پدر و مادر و برادرم را به تو میسپارم از شر شیطان و مکر زنان و فتنه فتنه گران و بهتان بهتان زنان و تهمت تهمت زنان و ابلیس نفس و همه آنچه در کمین من و ایمان و جان و مال و خانواده ام نشسته اند تو بهترین مالکان و حافظانی پس حافظ باش برای من و خانواده ام خدایا قلب بی ریا از من نگیر ...
22 شهريور 1392

دوستش دارم

    د وستش دارم بزرگیش را ,  سکوتش را , عظمتش را ,   اُبهتش را ,تنهاییش را ,   حکمتش را , صبرش را بودنش عادتیست ، مثل نفس کشیدن !     خدایم را میگویم   ثمره جونم ممنونم     ...
18 شهريور 1392

سلام خدا

خدایا مهربون خدای من تو که با وفایی تو که بر خودت رحمت رو واجب کردی یادته پارسال من بیچاره و عاجز همش میومدم در خونت و در میزدم چه اشکایی ریختم شبای احیا اما باز شایسه و بایسته نبود تا منو به آرزوم برسونه این اشکا خدایا مبادا ساله دیگه ماه رمضونم بیاد و دستای من از خوندن قرآن و دعاهای سر سفره افطار بی نصیب باشه نه خدایا طاقت ندارم که خدایا تا کی باید سگ در خونت باشم و واق واق برای رسیدن به آرزوم کمترین آفریدت باشم و از کمتر هم کمترین باشم خدایا توو رو به عظمتت به قرآنت به انا انزلناه فی لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر خدای بزرگ و مهربون تو میدونی که تنها امیدم ت...
18 شهريور 1392